فانوس

پیشکش به 25بهمن ماه

تن های غروب

با دندان های افتاده

دست های فریاد را

برخیابان سوزان

به اهتزاز درآورده اند.

پیچیده است

ماجرای یک گروگانگیری

مثل خنده ای ترسناک.

کسی را

با عینکی بازمانده

از یک قرن عریانی

برابر جاودانگی یک صندلی

                                  دزدیده اند.

در خیابان سوزان

تن های نوزاد

با دندان های کوچک وتیز

طلوع کرده اند.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ توسط حسین ولی زاده نظرات () |

ابهامی ازتصویر ،شن ،لیلا ،دوقطره خون

مجنون وحشی ،عاشقانه تا ،دوقطره خون

می بوسمت ،یک حس وحشی گازمیگیرد

روح مرا روی لبانت با ،دوقطره خون

وبعد شوق یک جنون تازه تر انگار

بامیل می نوشد لبانم را ،دوقطره خون

قلبی که اهلی نیست ،وحشی نیست ،بیگانه است

در سینه ی من می تپد تنها ،دوقطره خون

باید بمیری عاشقانه ،تا ببینی در

ازعشق مردنهای میخک ها ،دوقطره خون

آواززخمی ،ماجدا ازهم که می رفتیم

پرمی کشید ازجای پای ما دوقطره خون

وقتیکه میل قتل داری ،اسم من ساده است

مقتول گمانم جهان ،امضا ،دوقطره خون

"مسعود صادقی بروجردی"

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط حسین ولی زاده نظرات () |

ایستاده ای

پشت این دیوار

ساده

بی تحرک.

آذین بودی

به ترنم بی پیرایه شمشادها

وهوایی سرشار

از ترانه های سرنوشت

که داغ بوسه ات را

بر پیشانی داشت.

دستانت سرد اما گرم

نامریی تنم را

در کافه های آبی

می گرفت

ها می کرد

در دستان گرم اما سردم.

نشسته ام

پشت این دیوار.

صدایت

در شب های اول بهمن

در رگ هایم

تکثیر می شود.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط حسین ولی زاده نظرات () |


Design By : Night Skin